السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
512
تفسير الميزان ( فارسي )
تفسير همين دو آيه ( 160 و 110 ) مطلب ديگرى مربوط به اين بحث خواهد آمد . بحث روايتى در فضيلت ذكر از طرق عامه و خاصه ، روايات بسيارى وارد شده و بطرقى مختلف نقل شده ، كه فرمودند : ( ذكر خدا در هر حال خوب است ) . « 1 » و در كتاب عدة الداعى ميگويد : روايت شده كه روزى رسول خدا ( ص ) بر ياران خود در آمد و فرمود : در باغهاى بهشت بگردش بپردازيد ، پرسيدند : يا رسول اللَّه ( ص ) باغهاى بهشت چيست ؟ فرمود : مجالس ذكر ، هم صبح و هم شام به اين مجالس برويد و بذكر بپردازيد و هر كس دوست داشته باشد بفهمد چه منزلتى نزد خدا دارد ، بايد نظر كند ببيند خدا چه منزلتى نزد او دارد ، چون خداى تعالى بنده خود را به آن مقدار احترام مىكند كه بنده اش او را احترام كند . « 2 » و بدانيد كه بهترين اعمال شما و پاكيزه ترين آن نزد مالك و صاحبتان و نيز مؤثرترين اعمالتان ، در رفع درجاتتان ، و بالأخره بهترين چيزى كه آفتاب بر آن مىتابد ، ذكر خداى تعالى است ، چه خود او از خودش خبر داده و فرموده : ( من همنشين كسى هستم كه ذكرم كند و بيادم باشد ، و نيز فرموده : * ( ( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ) ) * ، مرا ياد آوريد تا شما را با نعمتم ياد آورم ، مرا به ياد آوريد با اطاعت و عبادت تا شما را ياد آورم ، با نعمتها و احسان و راحت و رضوان . و در محاسن و دعوات راوندى ، از امام صادق ع روايت كردهاند كه فرمود : خداى تعالى مىفرمايد : كسى كه مشغول بذكر من باشد و ذكرم او را از درخواست حاجتش باز بدارد ، من به او بهتر از آنچه بخواهد مىدهم . « 3 » و در معانى الاخبار از حسين بزاز روايت كرده كه گفت : امام صادق ع به من فرمود : آيا ميخواهى تو را از مهمترين وظيفه اى كه خدا بر خلق خود واجب كرده خبر دهم ؟ عرضه داشتم : بله ، فرمود : اول انصاف دادن به مردم ، به اينكه با مردم آن طور رفتار كنى كه دوست ميدارى با تو رفتار كنند و دوم مواسات با برادران دينى و ياد خدا در هر موقف ، البته منظورم از ذكر خدا ، سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر نيست ، هر چند كه اين نيز از مصاديق آنست ، ولى منظورم اين است كه در هر جا كه پاى اطاعت خدا به ميان مىآيد ، به ياد خدا باشى و اطاعتش كنى ، و هر جا معصيت خدا پيش آيد ، به ياد او باشى و آن را ترك كنى . « 4 »
--> 1 - اصول كافى ج 2 ص 498 باب 22 2 - عدة الداعى ص 238 حديث 17 3 - محاسن برقى ج 1 ص 39 حديث 43 4 - معانى الاخبار ص 192 حديث 3